وقتی او به خواب رفت

هرگز نخواهد دانست

که باران می بارد

یا برف می آید

یا ستارگان می درخشند

یا باد با شتاب می گذرد

اتاق کوچک او سرد و تیره است

و بوسه ای که بر خاکش خواهی نهاد

احساس نخواهد کرد


برچسب‌ها:
شعر
+ تــاریـخ دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۲ ساعـت 1:17 به قـلـم Me |


پیامی که پریشب گرفتم یکسال پیش منتظرش بودم الان خیلی دیر بود

بعد از یکسال بجای گفتن جمله ی کارت دارم، عذر خواهی کردن بهتر بود😞

البته همون پارسال هم عذر خواهی هیچ چیزی رو درست نمیکرد ولی شاید مرحمی میشد به دل شکستم

خیلی حیف شد تو این یکسال خیلی چیزا میتونست بهتر بگذره

کاش بودی ولی...

+ تــاریـخ جمعه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۲ ساعـت 16:39 به قـلـم Me |


صبری که لبریز شده

همین چهارتا کلمه کنار هم حال این روزامو نشون‌میده:(

+ تــاریـخ جمعه دهم آذر ۱۴۰۲ ساعـت 14:6 به قـلـم Me |


یعنی سال دیگه این موقع در چه حالی ام؟😞

+ تــاریـخ چهارشنبه یکم آذر ۱۴۰۲ ساعـت 1:17 به قـلـم Me |


دلم میخواد میرفتم به زمان جلوتر اونقدررر جلوتر که تو اون زمان خوشحال باشم😞

+ تــاریـخ چهارشنبه یکم آذر ۱۴۰۲ ساعـت 1:14 به قـلـم Me |


به لطف بی کران داداشای بی مصرفم چقدر چیز میز قانونی دارم یاد میگیرم،هر روز منو متعجب تر از قبل میکنن که یک ادم چقدر میتونه بی وجود باشه!!! اونم نسبت به خانواده خودش

ای کاش ها توی سرم زیاده...اگه داداش نداشتم چقدر همه چی بهتر بود

+ تــاریـخ چهارشنبه یکم آذر ۱۴۰۲ ساعـت 1:11 به قـلـم Me |