داره پاییز میاد^_____^

+ تــاریـخ جمعه سی و یکم شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 10:9 به قـلـم Me |


جرات نمیکنم برم دراز بکشم بخوابم میترسم بالا بیارم

چرا؟چون امشب یکم فقط یکم تو وعده ی شام زیاده روی کردم😭

+ تــاریـخ چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 2:3 به قـلـم Me |


الان دو تا چیز دلم میخواد

یا گلفروشی داشته باشم یا یک پناهگاه که بتونم‌ به حیوانات مثه سگ یا گربه رسیدگی کنم، از آدما بیزارممم بیزاررر فعلا اینا میتونن حالمو خوب کنن

+ تــاریـخ چهارشنبه هشتم شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 6:20 به قـلـم Me |


از یازده شب از خواب دارم بیهوش میشم ولی در عینه حال خوابم نبرد-_-

تو کوچه یه گربه تا منو دید با کلی ترس فرار کرد!!! همیشه از زمان بچگی از اینکه کسی حیواناتو اذیت کنه ناراحت میشدم، با این طفلکی ها چکار میکنیم که انقدر ازمون فراری ان؟؟؟

یادمه قبلا به خصوص زمستون ها بعضی از سگا رو میدیدم چقدرر گرسنه ان میگفتم کاش توانایی داشتم سیرشون میکردم بقیه مسخره م میکردن که دغدغه م چیه!!!

الان خیلی بیشتر از قبل به حال موجود دو پا تاسف میخورم حیواناتم مثله ما گرسنه میشن تشنه و مریض میشن حداقل کار اینه بتونن با خیال راحت تو خیابون زندگی کنن

+ تــاریـخ چهارشنبه هشتم شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 6:15 به قـلـم Me |