وای چه ضعف و بی حالی ای گرفتم چقدر حالم بده

این چه ویروسی بود دیگه

+ تــاریـخ یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ ساعـت 15:58 به قـلـم Me |


تمام بدنم درد میکنه-____-

+ تــاریـخ شنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۲ ساعـت 13:20 به قـلـم Me |


تو این یکو نیم، دو ماه سومین باری هست که سرما خوردم

دومین بار هم سه هفته پیش بود تقریبا

این چه وضعشه آخه-_-

+ تــاریـخ شنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۲ ساعـت 8:50 به قـلـم Me |


امروز که رفته بودم‌ طلا فروشی صاحب طلا فروشی بود و پسرش که با هم کار میکردن، نمیدونم چرا همون لحظه دلم همچین پدری خواست اون پسر به خاطر پدرش همه چی داشت گوشی آیفون لباس مارک و قطعا خیلی چیزای دیگه که من ندیدم،پول به کنار حمایت این پدر چقدر برای یه بچه میتونه خوب باشه چقدر قشنگ با‌ بچه ش حرف میزد.
چقدر من تو زندگیم خلا حمایت شدن رو از بچگی تا به الان داشتم و دارم،خیلی سال هست حتی دیگه توقع حمایت ندارم فقط میخوام که باهام کاری نداشته باشن ولی همینم انگار نمیتونن!!!


برچسب‌ها:
پدری که پدر نبود
+ تــاریـخ دوشنبه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۲ ساعـت 22:17 به قـلـم Me |


چهار شد هنوز خوابم نبرده-_-از سره شب سعی کردم بخوابم مثلا

+ تــاریـخ شنبه پانزدهم مهر ۱۴۰۲ ساعـت 4:1 به قـلـم Me |


از کی منتظر هوای سرد و بارونی بودم

ولی با چه روز عنی شروع شد این هوا

*کاش میتونستم‌ بدونم بابا اینا رو متوجه میشه؟ متوجه گندی که زده؟

اون موقع که میگفت هیچ کس حق هیچ کسو نمیخوره و خیلی ریلکس پاشو مینداخت رو پاش

فقط با یک مدیریت و‌ فهم شعور ساده میتونست از همه این ناراحتی ها جلوگیری کنه، نمیدونم این وسط کیو نباید ببخشم و اصلا نبخشیدن من چه فرقی به حال من میتونه داشته باشه؟

مهم اینه هرکاری میکنم تهش اونی که ناراحته اونی که آرامش نداره خودمم

+ تــاریـخ پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۲ ساعـت 2:16 به قـلـم Me |



ادامه مطلب
+ تــاریـخ پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۲ ساعـت 0:23 به قـلـم Me |


آخه چرا یه گراز ۴۰ ساله هنوز باید با ما زندگی کنه

که من‌ساعت پنجو نیم صبح از بحث اینا بیدار شم:((حالا مگه خوابم میبره:(( تو خانواده ای که حتی خواب راحت نداری باید شاشید بهش

+ تــاریـخ چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۲ ساعـت 6:5 به قـلـم Me |


امروز داشتم فکر میکردم من همیشه از بچگی سره کوچیک ترین چیزا که بدیهی ترین حق یه ادم بود سر جنگ با خانواده م داشتم، من تو زندگیم هیچ وقت نتونستم وقت بزارم برای پیشرفت، برای رو به جلو رفتن همیشه در حال جمع کردن گند کاری بقیه بودم
از تک تک اعضای خانواده م متنفرم یه سری موجود خودخواه و منفور!

+ تــاریـخ سه شنبه یازدهم مهر ۱۴۰۲ ساعـت 23:29 به قـلـم Me |