بالاخره یه روزی یه شبی تو اتاقم انقدر برات گریه میکنم تا غمت تموم شه شایدم اندازه یک شهر باید برات گریه کنم،اینجوری غمت تموممیشه؟😞
افسردگی توی تمام وجودم و تک به تک سلول های بدنم رخنه کرده و کاری نمیتونم برای خودم بکنم...
میگم شعرهای نزار قبانی چقدر قشنگن
خب اسفند و روزای برفیش
چه دو روزه سرد شده
من امسال تو کله پاییز و زمستون سرمای انچنانی احساس نکردم و به بقیه میگفتم اصلا زمستون نداشتیم
ولی بجاش الان یجور سرده که من میگم دارم یخ میزنم و پامو میچسبونم به بخاری^.^