یه زمانی چند ساعتی که گریه میکردیم بعدش بهتر میشدیم و به زندگی نکبت بارمون ادامه میدادیم،ولی الان هیچی دیگه حال آدمو بهتر نمیکنه

+ تــاریـخ چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۲ ساعـت 10:58 به قـلـم Me |


من باید میرفتم با قطاری که برام…
آخرین گلوله ی آخرین خشاب بود!
من باید میرفتم زودِ زودِ زودِ زود…
یکی تو خاطره ها زخم برداشته بود


برچسب‌ها:
شعر
+ تــاریـخ سه شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۲ ساعـت 23:24 به قـلـم Me |


پس از تحمل آنهمه درد

کسی که به مقصد میرسد

دیگر همانی نیست که به راه افتاده بود:(

+ تــاریـخ جمعه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۲ ساعـت 19:12 به قـلـم Me |


تو خونه هر بار که میخواستم پاستا درست کنم جور نمیشد که پنیر پیتزا بریزم تا اینکه دیروز بالاخره اینکارو کردم و دیدم پاستا بدون پنیر پیتزا با همون خامه ی فراوان و چربو چیلی خیلی خوشمزه تره


برچسب‌ها:
آشپزی
+ تــاریـخ شنبه بیستم خرداد ۱۴۰۲ ساعـت 2:1 به قـلـم Me |


چه ابر تیره‌ای گرفته سینه ی تو را

که با هزار سال بارشِ

شبانه روز هم دلِ تو وا نمی‌شود

+داره بارون میاد

+ تــاریـخ دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۴۰۲ ساعـت 21:30 به قـلـم Me |


دیشب تو یک لایو پاکسازی بودم

بعد گفتن انرژی ماه امشب و فردا شب خیلی خوبه و بالاست

من رفتم نشستم زیر نور ماه، اون گربه هم برعکس همیشه که سروصدا میکرد،آروم اومد نشست کنار پام😍

+ تــاریـخ یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۴۰۲ ساعـت 22:46 به قـلـم Me |


از خانواده هایی که بزرگتر خونه،عاقل و کاردان با چاشنی سیاست هست خیلی خوشم میاد

فرزند نباید به بزرگتر یاد بده اینجا این حرفو بزن اونجا اون حرفو نزن:/

+ تــاریـخ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۲ ساعـت 10:55 به قـلـم Me |



برچسب‌ها:
گربه م زیتون🤍
ادامه مطلب
+ تــاریـخ چهارشنبه دهم خرداد ۱۴۰۲ ساعـت 3:18 به قـلـم Me