این چند روز قُل قُل اسید معده م رو به وضوح حس میکردم
یه زمانی تو حال بدی ها، با اشتها غذا خوردن همچنان برام لذت بخش بود، مدت هاست به خاطر معده م حتی نمیتونم درست حسابی غذا بخورم
دلم به عنوان یک آدم به هیچ جای این دنیا نیست کاش میتونستم دریا باشم
هر وقت میرم ترمیم مژه گریه هام میخواد گوله گوله بیاد-_-
دلم میخواد یه کلبه تو یک روستای خوش آبو هوا و سرسبز داشتم هر وقت که دوست داشتم میرفتم اونجا
دلم برا اون وقتایی که واسه ماگ و ظرفای فانتزی ذوق میکردم تنگ شده
من یکبار آسیب دیدم...
به شکل خیلی خیلی بدی...
و با اینکه به ظاهر حالم بهتر شده بود...
از درون هیچ وقت خوب نشدم.
# بخشی از فیلم
1.اونهمه بدو بدو که داره عید میاد، عید هم تموم شد رفت
ولی تعطیلات جوره دیگه باید بگذره، یکی لم بده فیلم ببینه یکی بره مسافرت، یکی استراحت کنه یکی...
2.یکماه قبل ازعید کرونا گرفتم فکر میکردم تا چند ماه ایمنم ولی خیال باطل! یک سری مهمان نامحترم که میدونستن کرونا دارن تشریف فرما شدن و من باز گرفتم،معده مو که با پرهیز غذایی تاحدودی رو به راه کرده بودم باز به هم ریخت متاسفانه
3.از سره شب تا همین الان دارم گریه میکنم و من نمیدونم کی خوب میشم کی دیگه غمگین نیستم
4.هر سال که فروردین ساعتا میرفت جلو تا یه مدت طول میکشید عادت کنم امسال این مزیت رو داشت ساعتا سره جاش موند
بیا این لحظه ها رو وصل کنیم به همزادش تو گذشته ی دور انگار هیچ کابوسی نبوده بیا برگردیم به نقطه ی صفر انگار برگشتیم به همون روزا نه خسته ایم نه پیر نه اینهمه زخمی.
#سریال_شهرزاد
سال جدید هم اومد من هنوز هوس چیپسو پفک دارم:)))
خب اول فروردین و این همه بارون قشنگ^.^