از خواب دارم بیهوش میشم هااا ولی خوابم نمیبره
این چه مرض بدی هست کلافه شدم احاح
ایندفعه زندگی مجردی فقط اونجاش که مایتابه میشوری گاز رو روشن میکنی روغن هم میریزی تو مایتابه میای میبینی تو یخچال برخلاف تصورت اصلاا تخممرغ وجود نداره:))
همین الان تو مترو یه پسرک اومد بزور بهم دستمال جیبی معطر بفروشه هی گفتم نه آخرش دیدم ول نمیکنه گفتم پول ندارم دو تا دستمال گذاشت تو دستم و گفت این عیدی من به تو و رفت:))جدی رفت! تو شلوغی مترو بزور پیداش کردم دستمالو دادم بهش تو کیفمو گشتمدیدم هزاروپونصد پول خورد دارم همینجوری دادمبهش:)
وقتی بهش گفته بودم نهاحساس کردم چشماش بعد از اونهمه اصرار خیلی خسته و ناامید شد یاده خودم افتادمکه خیلی وقت ها چقدر امیدوارانه برا کاری تلاش کردم بعدش چقدر خسته و ناامید شدم، هزارو پونصد پول خیلی ناچیزی هست ولی حداقلش دیگه عذاب وجدان ندارم
خانه دلتنگ غروبی خفه بود
مثل امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت چراغ
و شب از شب پُر شد
من به خود گفتم
یک روز گذشت
مادرم آه کشید
زود برخواهد گشت
ابری آهسته به چشمم لغزید
و سپس خوابم برد
که گمان داشت که هست این همه درد
در کمین دل آن کودک خرد؟
آری آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم معنی هرگز را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟؟
# هوشنگ جانِ ابتهاج
یعنی کافیه یک لیوان اب یا چایی بخورم در مقابلش شش دفعه باید برم دسشویی-_-
چرا امسال تلگرام فقط یه کلاه بابا نوئل سرِ حرفT کرده؟قبلاا ازش برف هم میومد-_-من اونو دوسش داشتم
من وقتی خونه وسیله ها سرِجاش نباشه عصابم خورد میشه چند وقت بود واقعا بی حوصله بودم و حس جمع جور کردن صفر بود..تا امشب به خودم گفتم فکر کن میخواد مهمون بیاد:))در عرض یک ربع اتاق تمیز شد^_^ولی خب کلاا کارِ خونه یکی از مزخرف ترین کارهای دنیاست که هیچ وقت تمومی نداره نقطه سرِخط