دو هفته پیش جایی رفتم برای پر کردن فرم و مصاحبه بعد قرار شد اگه خواستن زنگ بزنن یک هفته ازمایشی کار کنم هم من با محیط اونجا اشنا شم‌هم اونا کاره منو ببینن‌امروز زنگ زدن ساعت سه اینجا باش مدیر عامل هم میخواد باهات مصاحبه کنه دقیقا ساعت سه اونجا بودم بهم گفتن ده دقیقه صبر کن داره ناهار میخوره نیم‌ساعت گذشت گفتم آژانس منتظرمه ها تا بعد از چهل دقیقه بهم گفتن‌بفرما داخل اتاق در حد دو دیقه هم حرف نزد باهام و این مدیر عاملم دوباره بهم گفت یک هفته آزمایشی:/منو کشوندن اونجا چهل دقیقه هم معطل کردن فقط همینو بگن:|

+ تــاریـخ چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۸ ساعـت 16:46 به قـلـم Me |


امروز ظهر یه نذری عدس پلو اومد ولی با مرغ ریش شده با خودم گفتم انقدر گرونیه دیگه نمیشه با گوشت چرخ کرده عدس پلو بدن شبش یه قرمه سبزی مشتی و توپ اومد:))

+ تــاریـخ سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۸ ساعـت 23:51 به قـلـم Me |


الان حالم یجوریه که خیلی راحت میتونم دستمو بزارم رو خرخره بابام خفه ش کنم و انتقام‌ تمام این سال ها رو ازش بگیرم

+ تــاریـخ چهارشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۸ ساعـت 17:43 به قـلـم Me |


تو‌‌‌ یک مراسم منو دیده اومده کنار من نشسته یکم بعد با یک‌ لحن بد میخواد به من یاده بده و منو نصیحت کنه تو چیزی که‌ بهش مربوط نیست دخالت کنه بعد‌ همین آدم‌ دختر شونزده سالشو شوهر داد ساله بعدش طلاق گرفت.واقعا حرفی واسه گفتن داری دیگه؟ چه برسه فضولی من بکنی-_-هر چی هم مودبانه جواب این آدمای مدعی رو میدی از رو نمیرن

+ تــاریـخ جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۸ ساعـت 14:41 به قـلـم Me |


امروز لوبیا پلو درست کردم این یعنی برای اولین بار برنج آبکشی درست کردم خوب هم در اومد انصافا^___^ همه برن کنار تا چند روز کسی رو تحویل نمیگیرم:))
چند سالی همش تو استکانا و لیوانا سرامیکی چایی میخوردم تا اینکه دیروز یه لیوان شیشه ای که روش عکس یه دختر و گربه داره خریدم حالاا که رنگ چایی رو میبینم انگار بیشتر بهم میچسبه خصوصا موقع هم زدن شکر صبحانه-.-


برچسب‌ها:
آشپزی
+ تــاریـخ سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۸ ساعـت 23:59 به قـلـم Me |