راستش از بچگی چیزی که توی خانواده یاد گرفتم این بود همه چیز حول و محور والدین میگذره و من فقط باید حواسم باشه چکار کنم یا نکنم که اونا ناراحت نشن
برعکس خیلی از بچه های دیگه،بزرگتری نبود به من یاد بده کجا باید از آدم ها ناراحت بشم، کجا باید با آدم ها چه رفتاری داشته باشم کجا و چه زمانی اصلا باید چه رفتاری از خودم نشون بدم و.....
نتیجه چی شد؟ من همه ی اینا رو یاد گرفتم ها اما یکم دیرتر از بقیه..همه اینا رو یاد گرفتم ها ولی همشو باید خودم تجربه میکردم
و طی این روند یاد گرفتن پوستم کنده شد از بس دلم شکست، ناراحت شدم و مهم تر از اون من طی همه ی این دوران تنها و بی پناه بودم
اما الان حتی تو یک شهر دیگه فرسنگ ها دورتر از اطرافیانم و حتی یک کشور دیگه میتونم تنها زندگی کنم و این برای خودم ارزشمنده چون بهای سنگینی بابت این نوع مستقل بودن دادم.
اما من میگم پاییز بعدی من آدمی با روحیه خیلی بهتریام:)

پس در خزانی دیگر شاید...
+این گردنبند رو شش سال پیش یه دختر خانم هنرمند به سلیقه خودم برامساخت همیشه حس خوبی بهم میده چون از برگ های طبیعی ساخته شده🍂🍁