من تو زندگیم نشدن های زیادی رو تجربه کردم،اصلا و ابدا هم نمیتونم بگم به صلاحم نبوده اتفاقا اگه اتفاق می افتادن من الان روح خیلی سالم تری داشتم،الان یک زندگی رنگی جای یک زندگی با رنگ خاکستری و سیاه داشتم.از دل این نشدن ها تبدیل شدم به یه جوونی که از هم سن ها خودش خیلی قوی تره
اماااااااا من دوست نداشتم این قوی شدن رو با نشدن های و ناامیدی های مکرر بدستم بیارم
بهای از سر گذروندن یک سری اتفاقات حتی به قوی شدن هم نمی ارزید، واقعا نمی ارزید.


فکر کنمبه این غذا میگن مسما بادمجون یا غوره بادمجون،اون هم چایی عصر به رسم هر روز هست که امروز کمی دم کرده ریشه زعفرون قاطیش کردم:)