حدودا دو ماه پیش اینجا نوشتم هوس سیگاری کردم که تا حالا نکشیدم،و حدودا دو هفته پیش گفتم یه کبابی نزدیک خونمون باز شده و من تا دسترسی به عرق نداشته باشم از اونجا کباب نمیخرم
دیشب خونه ی دوستم هم سیگار رو برای اولین بار بالاخره تجربه کردم هم کنیاک با کباب خوردم:))خیلی حال داد از تابستون مست نشده بودم..موقع پیک زدن خواستار زندگی مستقل و آرامش برای خودم بودم:))مستی سنگینی بود حال داد
مستی دخترونه هم باحاله ها^^

سیگاری که دوستم گرفته بود چون میدونست دفعه اولمه سیگار سبکی بود و باید بگم چیز خوبیه، الحق چیز خوبیه چند نخ هم کشیدم همون دیشب**