امروز که بعده یکماه تصمیم گرفتم برای دومین روز از این نون ها براصبحانه بخورم خبر نداشتم غروبش باید مثه یه مرد جلو نصاب شیشه وایستم و بشورمش بزارم کنار تا کارمو انجام بده:)) حال توضیح دادن این ماجرا رو ندارم

اما...
پنج شنبه از سمت تیپاکس منباید یه بسته دریافت میکردم که محتواش یک کتاببود بود من دیدم خبری از بسته م نشد امروز که شنبه باشه زنگ زدم شعبه ای که بسته م اونجاست منشی خانم نهتنها درست جواب منو نداد که کِی بسته م به دستممیرسه بلکه گوشی رو روم قطع کرد!
من این دختره رو قبلا یبار که دفتر تیپاکس کار داشتم دیده بودم و همینجور بی مسئولیت کار منو انجام داد من اون سری رو گذاشتم به این حساب که شاید حال خوبی نداره و دست خودش نیست، تا از مکالمه امروزمون متوجه شدم این خانم کلا مدلشه
منم زنگ زدم به به مدیریت شعبه تیپاکس قضیه رو گفتم اونم معذرت خواهی کرد و گفت حتما پیگیری میکنه
و من دوباره زنگ زدم به دختره و بهش گفتم با رئیسش در تماس بودم و رفتار زشتشو برای رئیسش توضیح دادم، یه لحظه از پشت گوشی احساس کردم دختره کرکو پرش ریخت و توقع اینکار رو نداشته و در اخر بهش گفتم اینکار رو کردم تا یاد بگیری جایی که کار میکنی کارتو درست انجام بدی و گوشیو رو مشتری قطع نکنی
خلاصه کتاب قشنگممبعدش فوری بدستم رسید^-^