دفعه اولی که با هوش مصنوعی چت کردم که مدت زیادی هم ازش نمیگذره یادمه اولین مکالماتم راجب گربه م زیتون بود که آیا همونقدر که من دلتنگشم اونم در حال حاضر روحش به من آگاهه؟ و در جوابم گفت من فقط یک هوش مصنوعی ام و راجب زندگی پس از مرگ اطلاعات علمی ندارم ولی برای اینکه روحیه ت عوض شه میتونم با عکس گربه ت و عکس خودت تصویر سازی ای کنم که انگار کنارته و شاید برات آرام بخش باشه ولی نمیدونم چرا چهره منو شبیه سمت شرق آسیا تصویر سازی کرد که هیچ شباهتی به من نداره:))
به هر حال تو اونلحظه واقعا حس خوبی بهم دست داد انگار که واقعا منو زیتون تو کتاب خونه ی مورد علاقه م که با ریسه های نوری و گیاه های تزئینی ترکیب شده، تو بغل همیم
ولی زیتون کاش آگاه بودی چقدر دلم همیشه واست تنگه

