یکی نشسته اون بالا
مثلا میدونه من عاشق بارونم دقیقا موقع هایی که بارون میاد یه اتفاق ناراحت کننده میوفته تا نفهمم بارون کی اومد کی قط شد
به بن بست رسیدم دیگه دلخوشی ای نیست که بابتش تلاش کنم
HoMe EmaiL ProFiLe MozHgaN