پای دردو دل بعضی از جوونا هم سنو سالم میشینم میبینم شاید وضع زندگیشون به مراتب خیلی بهتر از من بوده ولی خب رو اوردن به گل کشیدن یا خوردن ترامادول و... حالا من چجوری خودمو آروم میکردم؟ انقدر تنهایی همه چیزو با خودم حل میکردم روز به روز آدم کم حرف تری شدم توقعم به شدت پایینه و خیلی چیزا رو برا خودم زیاد میبینم و واقعا افسرده هستم فقط تا جایی که بتونم سعی میکنم نشون ندم
حرفم اینه اگه تو خانواده ای بدنیا بیای که اوضاع درستی نداره بالاخره از یه جایی اون همه فشار میزنه بیرون حالا از هر کسی به یه صورتی